سلام سلام منو دخترم اومديم ![]()
خيلي خيلي هم خوشحاليم اگه گفتين چرا ؟؟؟
الان ميگم براتون چون شوشو براي سه شنبه اين هفته ساعت ۱۲بليط گرفته تادقيقاتابعد از پنجاه وسه روز بريم خونه مامانم اينا
ميبينيد چقدر من صبورم
همه اين روزا تنهايي خونه داري
و بچه داري كردم البته شوشو هم كمك ميكرد
ولي خب اون كجا مامان ادم پيشش باشه
حالا بگذريم اين دومين سفر هوايي دخترمه اولينشم كه همون بعد از تولدش بود كه سه تايي برگشتيم خونمون ديگه كم كم بايدتو اين يكي دورزه چمدون رو ببندم البته اين دفعه با دفعه هاي قبل فرق ميكنه چون بايد واسه دخمل نازمم
لباس اماده كنم واينكه بايد دو سه مدل خورشت درست كنم
بزارم فريز شه واسه جناب شوشو كه به خاطر امتحان هاي
دانشگاه بايدپنج شنبه برگرده خونه
(البته ده روز بعد دوباره برميگرده پيشمون كه ميريم خونه مادر شوشو
) خلاصه اينكه سفر خيلي خوبه مخصوصا اگه مقصد جايي باشه كه هم تو براي ديدن ادماش لحظه شماري ميكني هم اونا براي ديدن تو ![]()
اميدوارم سارا زياد اذيت نكنه اخه دفعه قبل تو اومدن تو فرودگاه خيلي بيتابي كرد
منم نميتونستم وسط جمع بهش شير بدم
از اونجاييم كه دخملم لب به شيشه وپستونك نميزنه
مونده بودم چيكار كنم
دخملمم همينطور جيغاي قشنگ ميزد كه يه خانومه كه خداخيرش بده يكم اونور تر نشسته بود گفت شايد گرمش باشه اخه منم از ترس اينكه سرما نخوره طفلي بچمو هفت لا پوشونده بودم
دور پيچشو كه برداشتم بچم يكم اروم شد اينم از تجربه هاي بچه داري يه مامان ![]()
پيوست:ما به بخاطر ماموريت كاري شوشو بعد ازدواج براي زندگي اومديم تو يكي از شهرهاي جنوب شرقي
(تنها و بدون فاميل البته دوستاي خوبي داريم
) خيلي مزايا داره ولي خوب معايبشم دوري از خانوادست كه هر ۴۰ روز كمترو بيشتر ميريم مرخصي وديدار خانواده هامون...
اگه گفتيد كدوم شهر؟؟؟![]()
زود برميگردم با كلي رويدادهاي جديد و عكس هاي قشنگ از سفر![]()
دوستتون داريم خاله هاي مهربون از طرف سارا و ماماني![]()
اینم عکس دختر مینیاتوریه من









