![]()
![]()
![]()
![]()
سلام به همه مامانای مهربون و خاله های ناز نازی![]()
![]()
![]()
![]()
عیدتون مبارک ![]()
چند روزه اصلا حوصله نت ندارم
واسه همین خیلی دیر به دیر اپ میشه وبلاگ دخترکم !فقط بعضی وقتا یه سر میرم نینی سایت پیش مامانا و حال و احوال میکنیم
...از نینیهامون میگیم .الانم تو تاپیک مامانای مردادی بودم خیلی هاشون به سلامتی نینی هاشونو بدنیا اوردن واقعا خیلی لذت بخشه به همشون تبریک میگم !
تو این هفته بیشتر سرگرم تزئین درو دیوار اتاق سارا جونم بودم
دیگه بالاخره باید یه جوری خودمو سرگرم کنم خودمو که گذر زمانو کمتر حس کنم
.
بابایی
هم اخر این ماه یه امتحان کاری داره بعضی وقتا مشغول درس خوندنه
بعضی وقتا هم با هم میریم بیرون که خیلی خوش میگذره
ولی کاشکی میشد هر روز میرفتیم ولی خب نمیشه
ایشالا ماه دیگه این موقع بابایی به افتخار دخمل نازش قراره یه ماشین خوشگل بخره
....
شنبه هم نوبت دکتر دارم برم ببینم دختر خوشگلم چیکارا میکنه بهش سخت نگذره یه وقتی
این دختر گل مامان![]()
با اینکه بعضی وقتا مامانیش حال و حوصله نداره
اینقده شیطونی و ورجه وورجه میکنه تو دل مامانیش تا مامانیشو خوشحال کنه
.. الهی مامانش قلبونه این شیطونیاش بره
همین الانم که دارم براش مینویسم داره از ذوقش انگاری میرقصه تو دلم
...راستی چند روز پیش هم رفته بودم واسش خرید یه چندتا خرت و پرت دیگه گرفتم که اینم عکسش
بقیه عکسا هم باشه وقتی اتاق دخمل نازم کامل شد...
http://www.imagecage.net/uploads/7a21d84119.jpg
خداروشکر هیچ مشکل جسمی ندارم
یعنی از اول بارداریم بسکه این دختر خانمو ناز نازی بوداصلا مامانشو اذیت نکرد![]()
...ایشالا که همینطوری ادامه پیدا کنه تا روزی که بیام اخرین پست قبل از بدنیا اومدن دختر نازمو بنویسم
...فقط بعضی روزا دلم میگیره
اونم فکر کنم واسه دوری از مامانم ایناست !مثلا اگه اونجا بودم اخر این هفته عروسی پسر خالم بود باهم میرفتیم خیلی خوش میگذشت
ولی خب عیب نداره
وقتی به دخترنازم
فکر میکنم سعی میکنم همه این نارحتی ها رو بزارم کنارو به روزهای قشنگی
که در پیش دارم فکر کنم
....
دیگه باید برم سراغ حاضر کردن شام
الاناست بابایی از شیفت بیاد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()




