سلام به مامانای مهربون
![]()
دیگه گفتم بعد از یک ماه بیام وبلاگ دخترمو
اپ کنم با کلی خجالت و شرمندگی
نمیدونم بقیه چطوری هر چند روزیه پست جدید میزارن
تو وبلاگاشون من که هر دفعه تااومدم یه چیزی بنویسم با خودم گفتم اینو ولش کن اونو ولش کن اخرش میدیدم هیچی واسه نوشتن ندارم
( حالابزارید نینیم بیاد اون وقت تند تند وهر روز ازش عکس میزارمو مینویسم
...)تو این چند هفته ای که گذشت بیرون زیاد رفتیم مخصوصا واسه تفریحو
خریدو صرف غذا با یکی دوتا از همکارای بابای نینی البته اونا بچه دارن یکیشون یه پسر کوچولوی شیطون![]()
داره اسمش رضاست خیلی شیرین زبونه اون یکی هم اسمش آرمانه هنوز دو سالش نشده خیلی با مزست... تنهایی بیرون رفتن اصلا کیف نمیده
...دیگه یه تصمیم مهم هم گرفتم
تو هفته گذشته اینکه واسه زایمانم برم پیش مامانم
چون اینجا واقعا سخته تنهایی هیچکی هم جای مامان ادمو نمیگیره مخصوصا تو اینجور وقتا
...خلاصه با دکترم صحبت کردم گفت تا ۷/۷/۸۷ میتونی با هواپیما بری
بعد از اون باید حتما گواهی پزشکی همرات باشه
..البته میخواستم زودتر برم ولی خوب دلم نمیخوام بابای نینی اینجا تنها باشه![]()
از طرفی هم باید تنها میرفتم یکم سخت بود برام واسه همین اخر شهریور قرار شده بریم
...راستی تو این ماه امپول روگامم رو هم زدم اصلا دردنداشت بعدش با خودم میگفتم کاشکی زایمان هم به این راحتی بود
...تو این ویزیتم نزدیکه ۳ کیلو اضافه شده بود وزنم شدم ۵۸ کیلو قبل از بارداریم ۴۹ بودم فکر کنم خیلی پف کرده باشم
بابای نینی که میگه اصلا فرقی نکردی ولی میدونم پیش مامانم که برم حتما میگه چقد مماغت باد کرده
...دیگه از دخترم بگم واستون دو سه روزه رفته تو ۸ ماهگی دیگه داره خانومی
میشه واسه خودش هرروز که میگذره بیشتر دلم میخواد ببینمشو وبغلش کنم و ببوسمش
...خیلی هم ورجه وورجه میکنه شیطونیاش از الان شروع شده![]()
... بابایی هم که حسابی کیف میکنه وقتی شیطونیایه دخترشو میبینه
...چند روزه دیگه هم ماه رمضون شروع میشه من که خیلی دوست دارم این ماه رو یه حال و هوای دیگه ای داره حیف که به خاطر نینیم نمیتونم روزه بگیرم از همه مامانای گل میخوام واسه منو نینیم دعا کنن تو این ماه قشنگ که این چند روزم به خوبی بگذره و مشکلی واسه نینیم پیش نیاد
...راستي خوشحال ميشم نظر ماماناي مهربونو راجع به اين چندتا اسم بدونم كه كدومشون بهترتره![]()
سارا-ستايش-پرنيان-![]()
چند كلمه هم با دختره
نازم
...
دختره مامان
ما چند روزه که وارد ماه هشتم شدیم ..حرکتاتت ولگد هایی که به مامان میزنی خیلی زیاد شده ... من که عاشق این شیطونیاتم بعضی وقتا هم که داری میچرخی یه چیزی شبه نارگیل میاد زیردل مامانی فکر کنم سرت باشه کلی با بابایی کیف میکنیم ومیخندیم
البته یه کوچولو مامانی دردش میگیره که البته زیاد مهم نیستو طبیعه ولی فکر کنم تو ماه دیگه اینقدر بزرگ میشی که جات تنگ میشه و نمیتونی اینقد بچرخیو شیطونی کنی
.الان قدت نزدیکه ۴۰ سانت وزنتم نزدیکه ۱کیلو سیصد گرمه کوچولوی مامان الان حسابی داری وزن میگری مامانی هم سعی میکنه غذاهای خوب و مقوی بخوره که دخملش حسابی توپولی بشه![]()
...
دوستت داریم 
اینم یه عکس از ۳۱ هفتگی نینی




