سلام منو دخترکم اومدیم

الان یه هفته ای میشه اومدم پیش مامانم اینا خدارو شکر تو پرواز هم مشکلی پیش نیومد...بابای نینی هم برگشته خونه ...ایشالا ۲۰ روزه دیگه هم برمیگرده ولی از الان دلم براش خیلی تنگ شده
...
بابایی دل منو دخترمون واست یه ریزه شده
دوروز پیش هم با مامانم رفتیم اخرین ازمایش دوران حاملگیمو دادم که خدارو شکر همش نرمال بود دکترجدیدم برای ۱۳ مهر نوبت داده که برم تا تاریخ دنیا اومدن نینی رو مشخص کنه وای که باورم نمیشه ماه دیگه این موقع ها شاید نینیم دنیا اومده باشه
اخرین سونویی که رفتم مشخص شد دخترکم تو هفته ۳۳ و۱۹۰۰ گرم هم وزنشه ... دیگه کم کم باید وسایل بردن برای بیمارستان عسلکمو حاضر کنم.چقد دلم میخواد تو پست بعدی عکسای نازتو بزارم.این چند روزه هم اصلا از شیطونیات کم نشده مثل یه ماهی کوچولو اینور و انور میره
مامانی قلبونه دختره نازش بره که اینقده خانومه و اصلا مامانی رو اذیت نمیکنه فقط شبا یکم واسه خوابیدن مشکل دارم (درد استخون لگن)که اونم به خاطرلحظه های شیرینی که دختر نازمو دراغوشم مجسم میکنم اصلا مهم نیست ومیگذره....

راستی یه اسم خوشگل دیگه هم پیدا کردم شاید این اسمو بزارم رو دخترکم البته هنوز در دست برسیه... (پرگل)
جوجو کوچولو این چند روزم دختر خوبی باش وعجله نکن واسه اومدن
دختر نازم منو بابایی لحظه به لحظه منتظر دیدنت هستیم




