سلام به دختر قشنگم

اخرین ویزت دخملمو چهارشنبه 24 مهرماه رفتیم که همه چیز عالی بود و خانم دکتر قرار عمل رو واسه 30 مهر ماه گذاشت وامروز 29 مهرماه...

تنها با دختر نازم...

دختر نازم سارای قشنگم این اخرین مطلبی هست در دوران قشنگ حاملگی برای تو عزیز دلم مینویسم ایشالا فردا این موقع ها تو بغلم هستی ومامانی صورت ماهتو میبینه
به امید خدا از فرداها وبلاگت پر از عکسای قشنگت میشه...
.9ماه در وجودم بودی ورشد کردی مامانی خیلی بهت عادت کرده به شیطونیات - تکون خوردنات- خوابیدنات -چرخیدنات و سکسکه هات نمیدونم وقتی واسه اولین بار دستمو بزارم رو دلم ببینم خالیه چه حالی میشممممممم

این 9 ماه هم با همه خوشی ها و سختی هاش گذشتو تموم شد باورم نمیشه کمتر از 24 ساعت دیگه روی ماهتو میبینم

البته خدارو شکرخوشی هاو لحظه های شادمون در کنار بابایی خیلی خیلی بیشتر از خستگی ها و نگرانیهاش بود.شما هم که اینقد خانومو اروم بودی اصلا مامانی رو اذیت نکردی تازه بعضی وقتا مامانی باعث اذیت دخملش میشدکه همینجا از عسلکم معذرت میخوام...
من و بابایی از خدا میخواییم شما صحیح و سالم پاهای کوچولوتو بزاری تو این دنیا ما هم بتونیم پدرو مادر خوب وشایسته ای برات باشیم...

خدای مهربونم هزار بار شکرت که لذت مادر شدن رو به من چشوندی ازت میخوام به هر کسی هم که منتظر این لحظه هاست خودت کمک کنی...
خیلی هیجان دارم وحسی که قابل نوشتن نیست خدایا خودت مواظب دختر کوچولوم باش

از بابایی مهربونم که حسابی تو این مدت هوای هر دومونو داشت تشکر میکنم ایشالا همیشه سایت بالا سر منو دخملی باشه
از همه مامانا وخاله های ناز نازی هم میخوام واسمون دعا کنن...
عسلکم منو بابایی بیصبرانه مشتاق دیدن روی ماهت هستیم

قرار دیدارمون فردا بغل مامانی




